مرحوم کاشف الغطاء

مرحوم حضرت آیت الله بهجت« رضوان الله علیه» آقای شیخ محمدحسین کاشف‌الغطاء رحمه‌الله خیلی بی‌باک بود، روزی به رضاخان پهلوی گفت: سلطنت و قدرت و شوکت تو هرقدر بالا رود، از حکومت و سلطنت سلطان عبدالحمید (سلطان عبدالحمید پاشا، پادشاه دولت عثمانی، ترکیه فعلی.) بالاتر نخواهد رفت، که الآن فرزندان او در هندوستان مشغول گدایی هستند. در عراق هم به بغداد رفته بود و با مَلِک غازی (پادشاه اسبق عراق، دایی فیصل ثانی آخرین شاه مخلوع و معدوم عراق.) ملاقات کرده بود. ملک غازی به ایشان بی‌اعتنایی کرده بود. ایشان هنگام بیرون آمدن از دربار، با صدای بلند به درباری‌ها...
نوشته شده در ساعت ۲۱:۴۴ - ۰۱ اردیبهشت ۱۳۹۷ توسط
منوچهر خان معتمد الدولة که از مقامات برجسته دولتی قاجاریه بود، در ملاقات با شیخ جعفر نجفی، مولّف کشف الغطاء، که از بزرگان علما محسوب می شد، از نکته ای ظریف پرسش کرد، مبنی بر اینکه: ما و شما هر دو از مردم کسب معاش میکنیم. چه شده که از ما حرام و از شما حلال است؟ شیخ در پاسخ گفت: اگر مسئله شرعی می دانی، در حلال آنچه را که به زبان از اطراف دندان در آورند، فرو بردن آن مباح است، آنچه را که به چوپ در آورند حرام. ما به زبان از خلق در آوریم و شما...
نوشته شده در ساعت ۲۲:۰۶ - ۲۶ فروردین ۱۳۹۷ توسط
مرحوم كاشف الغطاء در آغاز تحصيل بسيار به سختى مى گذارند و سرانجام فكرش به اينجا رسيد كه سى سال نماز استيجارى بخواند و امور تحصيلش را اداره كند و بالاخره چنين زحمتى را بر خود هموار ساخت. تا به آن پايه از علم و دانش رسيد كه خود فرموده است: (كنت جعيفرا فصرت جعفرا ثم الشيخ جعفر ثم شيخ العراق ثم شيخ مشايخ المسلمين على الاطلاق) ایشان به قدری احاطه علمی داشته اند که می فرمایند: اگر تمام كتب فقهيه را بشويند من همه آنها را از اول طهارت تا آخر ديات از حفظ مى نويسم! منبع: تاريخ علماى...
نوشته شده در ساعت ۱۷:۲۳ - ۱۸ آبان ۱۳۹۶ توسط
حضرت آیت الله شبیری زنجانی نقل فرمودند: حاج آقا ابوالفضل و حاج آقا جواد زنجانی – که برادران حاج آقا رضا زنجانی هستند- از پدرشان حاج شیخ محمد و ایشان هم از شیخ حسن مامقانی این داستان را نقل می کنند. آقای مامقانی می گوید که به عقیده من کاشف الغطاء مقدم بر صاحب جواهر است و هر شخصی که انوار الفقاهة و جواهر را مقابله کند، به این اعتقاد می رسد، ولی صاحب جواهر را به عنوان رییس و مرجع شیعه می شناختند. مرحوم کاشف الغطاء فقط در امور علمی تتبع داشت. حاج آقا رضای صدر می گفتند که...
نوشته شده در ساعت ۰۳:۳۵ - ۱۷ شهریور ۱۳۹۶ توسط
يكى از تلامذه فاضل آخوند ملّا على نورى مساله مشكلى در علم حكمت كه از آخوند ياد گرفته بود را به خدمت شيخ جعفر رسانيده پاسخ طلبيد... شيخ فرمود: فردا بيا جواب آن را بگير... وقتى كه آخوند نورى مطّلع شد آن شاگرد را مذمّت كرد كه شيخ جعفر #فقيه است نه حكيم تو چرا در اين مساله به او رجوع كردى و او را اذيت نمودى؟!  فردا از او مطالبه جواب نكن... پس روز بعد بين الصلاتين شيخ بلند شد صدا زد صاحب مسأله بيايد جوابش را بيگرد... سائل جواب را گرفته به نزد آخوند ملّا علی نورى آورد....
نوشته شده در ساعت ۱۵:۳۸ - ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۶ توسط
مرحوم محدث قمی در فوائد الرضویه می ‏فرماید: در بعضی مولفات دیدم در سالی شیخ جعفر کاشف الغطاء را گذار به رشت افتاد. اهل رشت خواستند نماز را با آن جناب بخوانند. مساجد موجود آن روز شهر وسعت و گنجایش جمعیت را نداشت ناچار در میدان اجتماع کرده نماز را با امامت شیخ با جماعت خواندند. پس از نماز از آن جناب خواهش نمودند که آنها را موعظه بفرمایند شیخ فرمود: من فارسی خوب نمی ‏دانم پس اصرار کردند شیخ بر منبر آمد و فرمود:ای مردم شما همه می‏‌میرید و شیخ هم می میرد پس فکر روز پسین نمائید. ای...
نوشته شده در ساعت ۰۸:۵۷ - ۲۵ فروردین ۱۳۹۶ توسط
استاد عبدالرحيم محمد على در كتاب خود "شيخ الباحثين آغا بزرگ الطهرانى" مى گويد: علت تاليف ألذريعه كار جرجى زيدان مورخ معروف بود. او بدون غرض يا با غرض در كتاب مشهور خود "تاريخ آداب اللغة العربيه" مى گويد:  شيعه طايفه اى بود كوچك و آثار قابل اعتنائى نداشت! و اكنون شيعه اى در دنيا وجود ندارد.  اين شد كه آغا بزرگ و دو هم رديف و دوست علمی اش، سيد حسن صدر و شيخ محمد حسين كاشف الغطاء هم پيمان شدند تا هر يك در باب معرفى شيعه و فرهنگ غنى تشيع، كارى را بر عهده گيرند و سخن...
نوشته شده در ساعت ۱۳:۱۶ - ۲۰ فروردین ۱۳۹۶ توسط
حضرت آیت الله وحید خراسانی مدظله: حاج شیخ محمد لاهیجی در دورانی که ما در سنین جوانی بودیم و در نجف بودیم، او خودش گفت به من که: صاحب این قضیه را من در زمان پیری اش دیده بودم، مرحوم کاشف الغطا، شیخ جعفر... همانی که صاحب جواهر از او تعبیر می کند به استاد اکبر! شیخ انصاری به بعض الاساطین... کاشف الغطا وارد لاهیجان شد. در ایامی که در لاهیجان بود جوانی را آوردند - این جوان پوست و استخوانی بود - پیش شیخ...  پدر جوان گفت: این جوان دردش را به ما نمی گوید ولی چون شما مرجع...
نوشته شده در ساعت ۲۱:۰۹ - ۱۱ شهریور ۱۳۹۵ توسط
 مرحوم محدث قمی در فوائد الرضویه می ‏فرماید: در بعضی کتب دیدم در سالی شیخ جعفر کاشف الغطاء را گذر به رشت افتاد. اهل رشت خواستند نماز را با آن جناب بخوانند. مساجد موجود آن روز شهر وسعت و گنجایش جمعیت را نداشت ناچار در میدان اجتماع کرده و نماز را با امامت شیخ با جماعت خواندند. پس از نماز از ایشان خواهش نمودند که آنها را موعظه بفرمایند، شیخ فرمود:  من #فارسی خوب نمی ‏دانم! پس اصرار کردند. شیخ بر منبر آمد و فرمود:  ای مردم شما همه می‏‌میرید و شیخ هم می میرد پس فکر روز پسین نمائید!...
نوشته شده در ساعت ۱۸:۲۸ - ۱۰ شهریور ۱۳۹۵ توسط

آخرین مطالب سایت