علامه بحرالعلوم

در کلمه طیبه از مرحوم حاجی شیخ جعفر شوشتری نقل کرده که: حاکم بروجرد روزی به دیدن عالم جلیل سید مرتضی پدر بحرالعلوم رفت، بعد از مراجعت چون به صحن خانه رسید بحرالعلوم را - که در آن وقت بحسب سن در شمار اطفال محسوب می شد - ملاقات کرد. ایشان را به حاکم شناسانیدند، حاکم ایستاد و اظهار مهربانی زیادی کرد و رفت. پس سید به والدش عرض کرد باید مرا از این شهر بیرون فرستی که می ترسم هلاک شوم! فرمود چرا؟ گفت به جهت آنکه قلبم را از آن ساعتی که حاکم اظهار مهربانی کرد مایل به...
نوشته شده در ساعت ۰۱:۲۳ - ۲۳ فروردین ۱۳۹۷ توسط
آورده اند که فقیه و عالم بزرگ، سید محمد جواد حسینی عاملی، مؤلف کتاب «مفتاح الکرامه»، شبی از شب ها در خانه ی خویش در نجف مشغول شام خوردن بوده است. کسی درِ خانه را می کوبد. سید می شناسد که کوبنده ی در، خادم استادش علامه سید مهدی بحرالعلوم است. بشتاب می رود و در را باز می کند. خادم می گوید: «شام بحرالعلوم را نزد او گذاشته اند، او نمی خورد و منتظر شماست!». سید جواد عاملی بتعجیل به خانه سید بحرالعلوم می رود، همینکه وارد می شود و چشم جناب استاد به او می افتد فریاد می...
نوشته شده در ساعت ۲۱:۱۰ - ۲۳ اسفند ۱۳۹۶ توسط
حضرت آیت الله بهجت رحمه الله: وقتی سید [محمدمهدی] بحرالعلوم در مکه اقامت داشته، زندگی ایشان در آنجا اشرافی بوده؛ بیرونی با تشریفات و مخارج، ریاست، رفت‌وآمد و... زمانی توسط صاحب مفتاح‌الکرامة مقداری غذا و چند اشرفی برای کسی می‌فرستد، او می‌گوید: در عمرم چنین غذایی نخورده بودم! روزی خادم سید رحمه‌الله به او گفت: خرجی تمام شده است. سید نامه‌ای به‌صورت برات و حواله به او داد و محلی را در پشت "صفا" آدرس داد که در بازارچه آنجا دکان تاجری است، برو از او بگیر. خادم رفت و دید و حواله را به او داد، و آن تاجر...
نوشته شده در ساعت ۱۸:۳۳ - ۱۹ دی ۱۳۹۶ توسط
سيد بحرالعلوم (اعلی الله مقامه) به قصد تشرف به سامرا تنها براه افتاد. در بين راه راجع به اين مساله، كه گريه بر امام حسين (سلام الله علیه) گناهان را مى آمرزد، فكر مى كرد. همان وقت متوجه شد كه شخص عربى كه سوار بر اسب است به او رسيد و سلام كرد. بعدپرسيد: جناب سيد درباره چه چيز به فكر فرورفته اى؟ و در چه انديشه اى؟ اگر مساله علمى است بفرماييد شايد من هم اهل باشم؟ سيد بحرالعلوم فرمود: در اين باره فكر مى كنم كه چطور مى شود خداى تعالى اين همه ثواب به زائرين و گريه...
نوشته شده در ساعت ۲۰:۰۸ - ۰۸ مهر ۱۳۹۶ توسط
[audio mp3="http://hojre-feghahat.ir/wp-content/uploads/2017/09/حکایات-علماء-هروله-کردن-علامه-بحرالعلوم-به-تبعیت-امام-زمان-علیه-السلام.mp3" loop="true" autoplay="true" preload="auto"][/audio]   هروله کردن علامه بحرالعلوم به تبعیت امام زمان علیه السلام خطیب توانا، استاد رفیعی جهت دانلود کلیپ اینجا را کلیک کنید
نوشته شده در ساعت ۱۸:۱۶ - ۰۸ مهر ۱۳۹۶ توسط
میرزای قمی می فرمود: من با علامه بحرالعلوم به درس آقا باقر بهبهانی می رفتیم، و هم بحث بودیم. غالبأ من درسها را تقریر می کردم. تا اینکه من به ایران آمدم. بعد از مدتی ایشان معروف شد، من تعجب کردم! و با خود گفتم: او که این استعداد را نداشت، چطور به این عظمت رسید؟! تا اینکه موفق شده به نجف رسیده و سید بحرالعلوم را دیدم، مسأله ای مطرح کرده، دیدم که جدأ دریایی از علم است، که باید حقیقتأ به او بحرالعلوم گفت! روزی در خلوت از او سوال کردم: وقتی که با هم مباحثه می کردیم،...
نوشته شده در ساعت ۱۷:۵۵ - ۱۸ مرداد ۱۳۹۶ توسط
علامه امينى از "عزالدين احمد بن مقبل" نقل مى كند كه: هرگاه در مجلس درس فيلسوف بزرگ، خواجه نصير الدين طوسى از سيد مرتضى نام برده مى شد، خواجه با آن مقام عالى علمى و تبحّرى كه در علوم عقلى و نقلى داشت مى گفت: اللّهم صلِّ على محمد وآل محمد... سپس رو مى كرد به قُضّات و مدرّسين حاضر در مجلس و مى گفت: چگونه بر سيد مرتضى صلوات نفرستيم؟!  منبع:‌ الغدير، ج۴ ، ص ۲۶۸  سید مرتضی بعد از ائمه "علیهم السلام" از همه برتر است! علامه بحر العلوم در فوائد رجاليه درباره سيد مرتضى تعبيرى دارد كه...
نوشته شده در ساعت ۱۳:۱۹ - ۱۶ خرداد ۱۳۹۶ توسط
عالم جليل ملّا زين العابدين سلماسى فرمود: روزى در مجلس درس فخر الشيعه، آية اللّه علامه بحر العلوم در نجف اشرف نشسته بوديم كه عالم محقق جناب ميرزا ابوالقاسم قمى [صاحب كتاب قوانين] براى زيارت علامه وارد شدند. - آن سـال، سـالى بود كه ميرزا از ايران براى زيارت ائمه عراق (عليهم السلام) و حج بيت اللّه الحرام آمده بودند. كسانى كه در مجلس درس حضور داشتند بيشتر از صد نفر بودند، متفرّق شدند. فقط من با سه نفر از خواصّ اصحاب علّامه، كه در درجات عالى صلاح و ورع و اجتهاد بودند، مانديم. محقّق قمّى رو به سيد كرد...
نوشته شده در ساعت ۲۱:۵۹ - ۱۵ خرداد ۱۳۹۶ توسط
عالم ربانى، آخوند ملا زين العابدين سلماسى رحمه الله نقل نمود: در حرم عسكريين "سلام الله علیهما" با جناب سيد بحرالعلوم اعلی الله مقامه نماز خوانديم. وقتى ايشان خواست بعد از تشهد ركعت دوم برخيزد، حالتى برايش پيش آمد كه اندكى توقف كرد و بعد برخاست... همه ما از اين كار تعجب كرده بوديم و علت آن توقف را نمى دانستيم و كسى هم جرات نمى كرد سؤال كند، تا آن كه به منزل برگشته و سفره غذا را انداختند. يكى از سادات حاضر در مجلس به من اشاره كرد كه علت توقف سيد در نماز را سؤال كنم... -...
نوشته شده در ساعت ۱۵:۲۵ - ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۶ توسط
شبى بحرالعلوم گفت : امشب مرا اشتهاى شام خوردن نيست دستور داد غذاى زيادى در ظرفى ريختند و آن را برداشت و در كوچه هاى نجف مى گشت تا اينكه به در خانه اى رسيد كه صاحب خانه تازه عروسى كرده بود و آن شب او با عروس گرسنه بودند و چيز نداشتند پس سيد بحرالعلوم دق الباب نمود داماد بيرون آمد سيد فرمود: الان من زياد گرسنه شده ام ، پس از آن غذا را سه قسمت كرد يك سهم براى عروس داد و دو قسمت ديگر را با داماد خوردند. منبع : قصص العلماء، ص 171.
نوشته شده در ساعت ۲۱:۳۸ - ۲۰ آبان ۱۳۹۵ توسط

آخرین مطالب سایت