حکایات علماء

مرحوم حضرت آیت الله بهجت« رضوان الله علیه» آقای شیخ محمدحسین کاشف‌الغطاء رحمه‌الله خیلی بی‌باک بود، روزی به رضاخان پهلوی گفت: سلطنت و قدرت و شوکت تو هرقدر بالا رود، از حکومت و سلطنت سلطان عبدالحمید (سلطان عبدالحمید پاشا، پادشاه دولت عثمانی، ترکیه فعلی.) بالاتر نخواهد رفت، که الآن فرزندان او در هندوستان مشغول گدایی هستند. در عراق هم به بغداد رفته بود و با مَلِک غازی (پادشاه اسبق عراق، دایی فیصل ثانی آخرین شاه مخلوع و معدوم عراق.) ملاقات کرده بود. ملک غازی به ایشان بی‌اعتنایی کرده بود. ایشان هنگام بیرون آمدن از دربار، با صدای بلند به درباری‌ها...
نوشته شده در ساعت ۲۱:۴۴ - ۰۱ اردیبهشت ۱۳۹۷ توسط
حضرت آیت‌الله آقا سید رضی شیرازی "مدظله" مرحوم شیخ بهاءالدین نوری، فرزند مرحوم شیخ عبدالنبی نوری که در ۱۰۳ سالگی فوت کرد، برایم نقل می‌کرد که شیخ عبدالنبی، از روحانیون محترم تهران، مدت پنج سال در سامرا در خدمت میرزا بود. او از سامرا به ترکیه و مکه و سپس استانبول می‌رود و سید جمال ‌الدین اسد آبادی در آن‌جا به ملاقاتش می‌آید و می‌گوید: به میرزا این پیغام را برسانید که ناصر الدین شاه را تکفیر کند تا بشود او را عزل کرد. سید جمال در نامه‌هایش [به میرزای شیرازی] هم اصرار زیادی بر براندازی ناصرالدین شاه داشت. شیخ...
نوشته شده در ساعت ۰۳:۱۴ - ۲۸ فروردین ۱۳۹۷ توسط
مرحوم سید محسن امين در شرح احوال خود در دوران تحصيل و تدريس در نجف اشرف حكايت كرده است که: در عراق سه سال قحطى و گرانى به وجود آمد و هم زمان با آن در لبنان (جبل عامل) هم قحطى شده بود و در سال فقط پنج ليره عثمانى براى ما كه آن موقع هفت سر عائله بوديم مى آمد و به جائى نمى رسيد. از هيچ جاى ديگرى هم چيزى به ما نمى رسيد و من خودم را به متوسّل شدن به اين و آن عادت نداده بودم . پس در سال اول قسمتى از لوازم منزل را...
نوشته شده در ساعت ۰۴:۱۶ - ۲۴ فروردین ۱۳۹۷ توسط
در کلمه طیبه از مرحوم حاجی شیخ جعفر شوشتری نقل کرده که: حاکم بروجرد روزی به دیدن عالم جلیل سید مرتضی پدر بحرالعلوم رفت، بعد از مراجعت چون به صحن خانه رسید بحرالعلوم را - که در آن وقت بحسب سن در شمار اطفال محسوب می شد - ملاقات کرد. ایشان را به حاکم شناسانیدند، حاکم ایستاد و اظهار مهربانی زیادی کرد و رفت. پس سید به والدش عرض کرد باید مرا از این شهر بیرون فرستی که می ترسم هلاک شوم! فرمود چرا؟ گفت به جهت آنکه قلبم را از آن ساعتی که حاکم اظهار مهربانی کرد مایل به...
نوشته شده در ساعت ۰۱:۲۳ - ۲۳ فروردین ۱۳۹۷ توسط
روايت كرده فاضل نبيل و ثقه جليل آخوند" ملّا على محمّد طالقانى" از شخصى از طلّاب سكنه صحن حائرى حسينى كه: چندى امر معاش بر من صعب گرديده بود، به‏ حدّى كه متمكّن از آنكه قدرى گوشت به‏ دست آورده يک شب پخته صرف نماييم نبودم، و بوى گوشت را كه از حجره همسايه مى ‏شنيدم مى ‏لرزيدم! با خود خيال كردم اين كبوترها را كه در حرم و صحن و توابع آن مى‏ باشد، كبوتر صحرايى هستند و مالكى ندارند و حيوان صحرايى را صيد كردن جايز است. پس ريسمانى بر در حجره بستم و كبوترى به عادت سابق...
نوشته شده در ساعت ۱۱:۰۸ - ۱۶ اسفند ۱۳۹۶ توسط
او دیوانه آل محمد (علیهم السلام) است، قندیلش را بدهید! در وقتی از اوقات، سید مرتضی در نجف بود. پس مادح و دلداده ای، روز به بارگاه امیرالمومنین (سلام الله علیه) نهاد. چون به رواق آن جناب رسید، عرض کرد که: یا امیرالمومنین (سلام الله علیه) این قندیلهای طلا و نقره که بر تو آویخته اند، تو را حاجتی به آنها نیست؛ یکی را به من عطا فرما که بقیه ی عمر را از پرتو عطیّه وجود تو به رفاهیّت بگذرانم. پس قندیلی از آن قنادیل جدا شد و بر زمین افتاد. مادح خواست که آن را بردارد، خدّام مانع...
نوشته شده در ساعت ۲۲:۰۴ - ۳۰ بهمن ۱۳۹۶ توسط
دسته بندی: حکایات علماء
میلاد باسعادت عقیله بنی هاشم، پاسدار مکتب کربلا، حضرت زینب کبری "سلام الله علیها" تبریک و تهنیت باد. در مقدمه کتاب "خصائص الزينبيه" آمده است: مرحوم حاج محمد رضا سقازاده، که يکی از وعاظ توانمند بود، نقل می کند: روزی به محضر يکی از علمای بزرگ و مجتهد، حاج ملاعلی همدانی مشرف گشتم و از او درباره مرقد حضرت زينب (سلام الله علیها) جويا شدم، در جوابم فرمود: روزی مرحوم حضرت آيت الله العظمی آقا ضياء عراقی که از محققين و مراجع تقليد بود، فرمودند: شخصی شيعه مذهب از شيعيان قطيف عربستان به قصد زيارت حضرت امام رضا (علیه السلام)...
نوشته شده در ساعت ۲۳:۱۶ - ۰۳ بهمن ۱۳۹۶ توسط
آخوند ملا زين العابدين سلماسى كه از شاگردان برجسته مرحوم سيد مهدى بحرالعلوم بود. نقل كرده كه علامه بحرالعلوم هر شب در ميان كوچه هاى نجف مى گشت و براى فقرا نان و غذا مى برد. پس چند روزى درس را تعطيل كرد. طلاب مرا شفيع واسطه قرار دادند و من به خدمت آن جناب عرضه داشتم كه چرا درس را ترك فرموده ايد؟! فرمود: ديگر درس نمى گويم. بعد از چند روزى دوباره طلاب مرا واسطه كردند كه سبب تعطيلى درس را بدانند! پس من بار ديگر به خدمت ايشان رسيده و سوال طلاب را عرضه داشتم. آن جناب...
نوشته شده در ساعت ۰۳:۳۱ - ۰۳ بهمن ۱۳۹۶ توسط
فاضل محترم حجت السلام و المسلمین استاد بندانی نیشابوری میگوید: در قم بسیار خدمت فقیه مقدس، مرحوم میرزای تبریزی می رسیدم و از ایشان علاوه بر استفاده علمی، استفاده معنوی هم می بردم. ایشان با کمال خضوع و خشوع به سوالات بنده جواب میداد و مسائل را حل میکرد. ایشان میدانست که من گاهی منبر میروم بنابر این از من میخواست که برای ایشان دعا کنم. یک روز مناسبتی پیش آمد، خدمتشان رسیدم و عرض ادب کردم. از من سوال کردند: امروز کجا میروی؟! گفتم: آقا منبر دارم. مرحوم میرزا سوال کردند: در مجالس شما تبرکی هم میدهند؟! ممکن است...
نوشته شده در ساعت ۲۱:۱۲ - ۰۵ دی ۱۳۹۶ توسط
حضرت آيت الله شبيرى زنجانى مدظله در ادامه سخنان خود گويد: از آقاى حاج سيد محمد على سبط، نوه شيخ انصارى در تهران شنيدم كه مى گفت: شيخ انصارى يک زمان درس را تعطيل كرد، شاگردان از اين تعطيلى نابه هنگام ناراحت شدند، دو نفر نزد شيخ مقرب بودند، يكى آقا سيد على شوشترى و ديگرى ميرزاى شيرازى... شاگردان نزد ميرزاى شيرازى رفته و از ايشان خواستند كه با شيخ صحبت كند و شيخ را براى درس گفتن راضى كند. ميرزا خدمت شيخ رفته، علت تعطيلى درس را جويا شد، شيخ در پاسخ مى گويد: نوشته هاى من به دست...
نوشته شده در ساعت ۰۱:۲۷ - ۳۰ آذر ۱۳۹۶ توسط

آخرین مطالب سایت