شیخ جعفر کاشف الغطاء

مرحوم شيخ جعفر نجفى كاشف الغطاء در شب با خود محاسبه نفس ‍ مى كرد و به خود مى گفت: دركودكى جُعَيفَر (جعفر كوچك) ناميده مى شدى سپس جعفر شدى و بعد به تو شيخ جعفر گفتند وپس از آن شيخ على الاطلاق گشته اى! پس تاكى گناه مى كنى وشكر اين نعمت را بجا نمى آورى... اعيان الشيعه ج 4، ص 101.
نوشته شده در ساعت ۰۱:۳۹ - ۲۳ فروردین ۱۳۹۷ توسط
كرامت شيخ جليل و عالم بلانظير و بديل" شيخ جعفر نجفى" معروف است و كرامات اين بزرگوار بسيار و در السنه و افواه در غايت اشتهار است؛ و از جمله آنها دو كرامت است كه فاضل معاصر" تنكابنى" در كتاب" قصص العلماء" ذكر كرده [است‏]: اول آنكه مى‏گويد: «خبر داد مرا يكى از اصدقا- كه در نزد من صالح و موثق بود- كه مرا عمويى بود كه سال‏ها به‏درد چشم مبتلا شده بود و هرقدر به جرّاح و كحّال و طبيب رجوع نمود، فايده‏اى ننمود. بالاخره مأيوس گرديد تا آنكه شنيد كه شيخ جعفر مذكور به ولايت لاهيجان آمده و...
نوشته شده در ساعت ۱۰:۴۸ - ۱۳ اسفند ۱۳۹۶ توسط
شيخ جليل و عالم بلانظير و بديل" شيخ جعفر نجفى" معروف به کاشف الغطاء، كرامات اين بزرگوار بسيار و در السنه و افواه در غايت اشتهار است؛ و از جمله آنها می باشد: در زمانى كه شيخ مذكور در لاهيجان بود شخصى به نزد او آمد و عرض كرد: به جناب شيخ عرض خلوتى (گفتگوی خصوصی) است. چون مجلس را خلوت كردند، عرض كرد: من دو زن دارم. روزى به صحرا رفتم و در وادى خالى از اغيار، دخترى در نهايت حسن و جمال ديدم و از مشاهده او در آن بيابان هراسان و حيران گرديدم. پس آن دختر به...
نوشته شده در ساعت ۱۷:۳۲ - ۱۸ بهمن ۱۳۹۶ توسط
میرزای نوری در مستدرک می نویسد: سید مرتضی نجفی که مرد عادل و با تقوی و فرد مورد اعتمادی است و در اوایل عمرش شیخ جعفر را درک کرده بود، به من گفت: روزی شیخ جعفر برای نماز ظهر تاخیر کرد و به مسجد نیامد. مردم که از آمدن شیخ نا امید شدند، شروع کردند نماز را فرادی خواندند. چیزی نگذشته بود که شیخ وارد مسجد شد و با ناراحتی مردم را سرزنش کرد که چرا نماز را فرادی می خوانید؟! مگر یک نفر عادل بین شما نیست که به او اقتداء کنید؟ سپس مؤمنی را دید که تا اندازه...
نوشته شده در ساعت ۰۰:۵۳ - ۲۲ آذر ۱۳۹۶ توسط

آخرین مطالب سایت