کرامت حضرت عباس (سلام الله علیه) به فرد ناشنوا

نوشته شده در ۰۴:۲۹ - ۱۰ مهر ۱۳۹۶
کرامت حضرت عباس (سلام الله علیه) به فرد ناشنوا

بیانات حضرت آیت الله شبیری زنجانی:

شهوت و غضب، گوش ما را چنان گرفته که از پند پیران، حرف در آن راه نیابد؛ مگر اینکه از بزرگان، گوشه چشمى به گوش ما بشود؛ چنان که به گوش عظیم وکیل سردرودى شد.

قصّه‏اش را مرحوم آشیخ ابراهیم صاحب الزمانى که مورد نهایت وثوق و اطمینان بود نقل کرد؛ گفت:

عظیم نام‏برده، همشهرى من بود. در فوج ششم از افواج ایران، وکیل بود. او به کربلا مشرّف شده بود. من هم آن موقع، مجاور کربلا بودم؛ آمد به دیدن من. حال از وى پرسیدم. دیدم با اشاره جواب مى ‏دهد.

رفقایش گفتند: او را در سبزه میدان طهران، با کسى جنگ اتّفاق افتاده بود. در اثناى زد و خورد، چوبى بر سر او خورده، در اثر آن، گوشش گرفته و در اثر گرفته شدن گوش، حرف هم نمى‏تواند بزند. این است که با اشاره حرف مى ‏زند.

من با اشاره، به او فهمانیدم که دست توسّل به ضریح مطّهر حضرت على اکبر (سلام اللّه علیه) بزن، شاید از برکت شفاعت آن حضرت، خداوند درد تو را چاره کند. همان دم، او مشرّف به حرم شد.

من هم در منزل، نهار خوردم؛ آن قدر نگذشت دیدم درِ منزل ما را مى‏زنند. رفتم پشت در دیدم وکیل عظیم است. شروع کرد با من حرف زدن. گفت: من به همان امر شما رفتم، چسبیدم به ضریح حضرت على اکبر (علیه السلام)؛ درخواست شفاعت کردم.

در این اثنا، مثل اینکه از ضریح مبارک به قلب من القا شد که اگر مى‏ خواهى حاجتت زود برآورده شود، به حرم حضرت اباالفضل پناه ببر.

من همان دم، پا برهنه، بى ‏آن که از کفشدارى خود کفشم را بگیرم، از کفشدارى دیگر بیرون شده، به جانب حرم آن حضرت دویدم. همین که مشرّف شده، به ضریح چسبیدم.

چند دقیقه‏اى گذشت. یک دفعه گوشم صدا کرد، مثل اینکه طاسى روى سنگ افتاد. متوجّه شده، دیدم که زیارت‏نامه‏خوان زیارت مى ‏خواند و من مى‏ شنوم.

اینک آمدم که مژده این کرامت را به تو بدهم. دیدم که گوشش باز شده، به قاعده حرف مى‏ زند.

منبع: پایگاه اینترنتی معظم له، کد مطلب:‌ ۸۱۶۸۳.

مطالب مرتبط

دیدگاه شما

Captcha loading...

آخرین مطالب سایت