پیشنهادی عجیب…

حضرت آیت الله مرعشی نجفی در قم عادت داشتند که قبل از طلوع سپیده صبح، به حرم حضرت معصومه سلام الله علیها مشرف شوند و نوافل شب را در آن جا به جای آورند و سپس نماز صبح را با جماعت اقامه نمایند.

ایشان می فرمایند: یک روز مقداری زودتر رفتم، دیدم حرم هنوز باز نشده است، در پشت درب حرم، عبای مشکی که بر دوشم بود به سرم کشیدم و تا باز شدن درها به انتظار نشستم.

در این زمان شخصی رسید و مرا دید (چون شب بود و تاریک و عبای سیاهی بر سر داشتم) خیال کرد که زنی با چادر مشکی برای تکدّی آمده…

نزدیک آمد و به سوی من خم شد و گفت: خانم، صیغه می شوی؟!

گفتم: نه، گویا از کیفیت صدا فهمید که اشتباه کرده است و تند رفت…

 منبع: مردان علم در میدان عمل ج ۴ ص ۴۷۳

 

این مطالب را نیز ببینید!

وصیت مرحوم آیت الله مرعشی: دستمال اشکم را بر روی سینه در کفنم بگذارید…

وصیت مرحوم آیت الله مرعشی نجفی: دستمالی که اشک های زیادی در رثای جدم، حسین …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Captcha loading...