قبول مرجعیت از باب وظیفه است، نه حب مقام…

وقتى که شیخ مرتضى انصارى در سال ۱۲۸۱ وفات کرد، مردم از شاگردان فاضل شیخ، در امر تقلید سوال مى کردند که از چه کسى تقلید کنند؟!

پس علماء در منزل حاج میرزا حبیب الله رشتى جمع گردیده، در خصوص تعیین مرجع صلاحیتدار مشورت کردند.

آخرالامر به اتفاق آراء حاج میرزا حسن شیرازى را صلاح دانستند. پس کسى را به سراغ او فرستادند، چون مرحوم میرزاى شیرازى وارد آن مجلس شد کسانى که در آن مجلس بودند مانند:

آقا حسن نجم آبادى و میرزا عبدالرحیم نهاوندى و حاج میرزا حبیب الله رشتى و میرزا حسن آشتیانى، همگى به میرزا تکلیف کردند که مرجعیت را قبول فرمایند.

میرزا فرمودند: من براى انجام این تکلیف آمادگى ندارم و قادر نیستم در این مورد، نیاز و احتیاج مردم را برآورده سازم!

در صورتى که آقا شیخ حسن [نجم ابادی]، فقیه عصر باشند، به من نمى رسد که به این امر مهم اقدام کنم چون ایشان از من به این امر أولى مى باشند.

پس مرحوم شیخ حسن فرمود: این کار بر من حرام است به واسطه وسواس و عدم قاطعیت [احتیاطات فراوان] که در من مى باشد و اگر من به این امر دخالت کنم، خراب مى کنم!

بلکه این ریاست و مرجعیت عامه براى تو واجب عینى است بالخصوص و هر کدام از علماء یکایک این مطلب گفتند و حکم کردند بر میرزا که قبول کردن مرجیت بر تو واجب است.

چون تمام شرایط زعامت و ریاست و مرجعیت در تو جمع است پس میرزاى شیرازى قبول کرد در حالى که اشک از چشمان او به صورتش جارى بود.

منبع: فوائد الرضویه، ص۴۸۳.

این مطالب را نیز ببینید!

ریشه های فقاهت در اوان جوانی…

حضرت آیت الله شبیری زنجانی “مدظله” : آقاى اخوان مرعشى از مرحوم آسید عبدالهادى شیرازى …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Captcha loading...