عنایت و مهربانی حضرت رضا (سلام الله علیه) به زائر خود

بیانات حضرت آیت الله شبیری زنجانی (حفظه الله):

آقاى میرزا اسحاق لنکرانى نقل کرد که: هنگامى که اوضاع روسیّه به هم خورد، من از روسیّه فرار کرده، به ایران، به قصد پابوسى حضرت ثامن الأئمّه (علیه السلام) آمدم.

ولى در آمدن، چون اجازه نمى‏ دادند، ناچار بودم که قاچاقى بیایم، الّا اینکه قاچاقى گذشتن از سرحد، خیلى سخت بود، و اگر [کسى] دچار مستحفظین سرحد هم مى‏ شد، مجازاتش هم سخت بود.

با این حال، من متوکّلاً على اللّه، به راهنمایى یک نفر از قاچاقچی ها به راه افتاده، از پشت قراولخانه روسیّه که در سرحد بود، ردّ شدم.

نزدیک قراولخانه ایران، سه نفر سالدات روسى، به جلوى من آمده، مرا گرفتند و گفتند: برگرد. چند شلّاقم هم زدند.

پس، مرا برگردانیدند و در نهایت خشم، به جلویشان انداخته، آزارم مى ‏نمودند. من در این حال که در نهایت اضطراب و اضطرار، اشک از چشمم جارى بود، روى دل به جانب خراسان کرده، عرض کردم:

یا امام رضا! من به قصد آستان بوسى تو می آمدم؛ از کرم تو دور است که نجات مرا از خدا نخواهى.

همین‏که این توسّل، از دل من درگذشت، مثل اینکه روى آتش خشم آن ها آب ریخت؛ یک باره دست از من کشیدند و در کمال ملایمت گفتند: هر جا مى ‏روى، برو، دیگر ما با تو کارى نداریم.

پس، رهایم کرده، آمده خود را به قراولخانه ایران رسانیدم. قراول ایرانى گفت: من دیدم که آن ها تو را گرفتند؛ ولى راهى بر مساعدت تو نداشتم.

خوب شده که خداوند بر قلب خودشان القاء کرده، از تو رفع ید کرده ‏اند.

منبع: پایگاه اینترنتی معظم له،‌ کد مطلب ۹۳۴۵۴.

این مطالب را نیز ببینید!

گفت و گویی کوتاه با حضرت آیت الله شبیری زنجانی درباره عید نوروز

… صندلی عقب خودرو، کنار حضرت آیت الله نشستم. سلام کردم. با لحنی آرام فرمودند: …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Captcha loading...