سیلى در مقابل سیلى!

یکى از بزرگان قم نقل کرد من مدت دوازده سال از قم به تهران نرفتم تا آن که یک کار ضرورى برایم پیدا شد که ناچار شدم به تهران بروم.

در ایام رضا شاه قلدر که دستور کشف حجاب را داده بود مامورین این دستور را با شدت اجرا مى کردند.

من در تهران در یکى از خیابانها مى رفتم دیدم زنى با چادر مى رود، تا چشم یکى از افسران به آن زن افتاد با شدت یک سیلى به او زد و چادر را از سرش کشید به طورى که من وحشت زده شدم!

ناگهان دیدم که کالسکه در همانجا ایستاد و مرحوم آیت الله سیدابوالقاسم کاشانى از آن پیاده شد و از پشت سر، یک سیلى محکم به آن افسر زده و او را به لرزش در آورد.

باز سوار کالسکه شده رفت. آن افسر مانند کسى که استخوانى در گلویش گیر کند دیگر نتوانست کلمه اى حرف بزند.

منبع: پندهائى از رفتار علماء، ص۲۵.

این مطالب را نیز ببینید!

ریشه های فقاهت در اوان جوانی…

حضرت آیت الله شبیری زنجانی “مدظله” : آقاى اخوان مرعشى از مرحوم آسید عبدالهادى شیرازى …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Captcha loading...