سختی های شدید صاحب عبقات الانوار در راه دفاع از مذهب

مرا گرفتاریهای نابهنگام درهم ش کست و بر من گردبادها وزید و دردهای کمر شکن مرا فرا گرفت؛ حمله ای بعد از حمله ای. مرا غارت کردند و از من همه چیز را گرفتند، یکبار بعد از بار دیگر.

تا اینکه بسیاری از کتابهای گرانبها و نسخه های اصل مرا به غارت بردند؛ کتابهای مهمی که با زحمت دست و عرق پیشانی و دادن مال زیاد به دست آورده بودم.

در ظهور این گرفتاری تیره ای که در شهرها شیوع یافته و گلوگیر مردم شده، من{نیز} از نظر معاش به زحمت افتادم، از زندگی سلب شدم، مکدود المعاش و مسلوب الریاش.

در خانه به زحمت افتادم، تلاش و صبر را از دست دادم، دیگر آرامش و قرار ندارم، سینه ام تنگ شده، راه به جایی نمی یابم… پاهایم در هم پیچیده و نزدیک است که بمیرم.

چشیدن بر من تلخ شده، راه رفتن بر من سخت شده، غم زیاد گشته و گوارایی از میان رفته. کمبود و قحطی به حالت خشکی رسیده.

نمیدانم بیرون بیایم یا خود را بگیرم و در خانه بمانم. دیگر از پا افتاده ام، گرفتارم، غارت زده ام، در این کارهای سخت مشوش شدم، و به دردهای شدید گرفتار شدم، دردهای سخت را میبینم، مانند نوسان آونگ، من هم در چرخش دور، مضطرب میشوم.

این ناراحتی و درد من بر دنیا نیست! بلکه متاسفم از اینکه نمیتوانم از ائمه معصومین (سلام الله علیهم اجمعین) دفاع کنم و از کوتاهی حمایت از ائمه (سلام الله علیهم اجمعین) میترسم.

هم چنانکه میترسم این ناراحتیها به من امکان اشتغال به تصنیف کتاب و ترویج دین را ندهد و این کار مهم و با طراوت من مانند آن گیاهی باشد که شکوفا میشود و سپس پژمرده میگردد.

وقتی که میبینیم امکان ندارد مشغول شدن به چیزی که قبلا به صورت شبانه روزی به آن مشغول بودیم، پس فایده ای در این زنگی نیست؛ پس زندگی پس از این بی ثمر و محرومیّت، دشوارترین پرتگاهاست…

منبع: ترجمه قسمتی از الدرر السنیه، ص ۱۵۰ – ۱۸۰.

این مطالب را نیز ببینید!

شیخ اعظم انصاری و خبر از امر پنهان!

بیانات حضرت آیت الله بهجت (رحمه الله): شیخ انصاری رحمه‌الله وجهی (حدود چهارصد تومان) به …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Captcha loading...