حکایت آیت الله صافی گلپایگانی از شفاء پدرشان با عریضه نویسی

زمانى پدرم به یک سردرد بسیار سختى مبتلا مى ‏شوند، و هر چه معالجه مى‏ کنند نتیجه‏ اى حاصل نمى ‏شود، حتى به اقوامى ‏که در تهران ساکن بودند این جریان را مى‏ نویسند، آنها هم براى درمان اقداماتى انجام مى ‏دهند ولى باز نتیجه‏ اى به دست نمى ‏آید.

یک روز به قدرى این سردرد شدّت پیدا مى‏ کند که پدرم را به کلّى از کار مى ‏اندازد. والده که اهل دعا و توسّل بود به ایشان مى ‏گویند:

شما یک عریضه ‏اى بنویسید و در چاه مسجد بیندازید، بلکه انشاء اللّه عنایتى بشود و این ناراحتى برطرف گردد. (لازم به ذکر است که درست روبروى منزل ما مسجدى بود که چاهى داشت مردم در گرفتارى‏ها عریضه مى‏ نوشتند و در آن مى‏ انداختند).

مرحوم پدرم گفته بودند: من که با این حال نمى‏ توانم چیزى بنویسم، کسى را بگویید این کار را به نیابت از من انجام دهد. مادرم اصرار کرده بودند که باید خودتان بنویسید و خودتان هم ببرید در چاه بیندازید،

پدرم با زحمت زیاد این عریضه را نوشته بودند و در آن چاه انداخته بودند، حالا یادم نیست فرمودند:

که بعد از انداختن، هنوز به حیاط منزل یا اتاقشان نرسیده بودند که آن سردرد به کلّى برطرف شده بود و از آن به بعد هم هیچ‏وقت دچار سردرد نشدند.

منبع: عریضه نویسی به اهل البیت علیهم السلام و امام زمان سلام الله علیه، ص ۷۴٫

این مطالب را نیز ببینید!

در نجف بمان و خرج زندگی ات مناسب میشود!

بیانات حضرت آیت الله بهجت (رحمه الله): یکی از اهل علم ـ در نجف یا …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Captcha loading...