حکایتی عجیب در ارتباط با عاشورا | عنایت امام زمان علیه السلام به این مملکت

حضرت آیت الله وحید خراسانی مدظله:

ما آن وقتی که بحث مرحوم میرزا [مهدی] می رفتیم، دکتر شیخ حسن خانی بود، مرحوم حاج علی اکبر نوغانی به من گفت که او قضیه ای دارد. قضیه اش مفصل است و حالا وقتش نیست. خلاصه اش این است:

آن زمان، قبل از آمدن رضا خان، روس ها آمده بودند ایران؛ او دکتر بوده است در آن لشگر که رفته اند برای مقابله با روس ها. گفت قضیه اش این است:

یک روز همچنان که من نشسته بودم در مطب و جایی که معالجه می کردم سربازها را، یک سربازی آمد امّا این سرباز غیر از بقیه بود!

من نگاه کردم، دیدم پیشانی اش اثر سجده دارد. خلاصه قیافه، قیافۀ معمولی نبود…

گفت: من تیر خورده ام، آمده ام تیر را بیرون بیاوری. گفتم: این که بازیچه نیست، تیر بیرون آوردن باید مدتی آماده کنیم بدنت را، بعد هم بیهوشت کنیم، بعد بشکافیم، تیر را بیرون بیاوریم.

گفت: اینها را نمی خواهد، من خودم، خودم را بی حس می کنم، بعد خودم هم خودم را به هوش می آورم…

گفت: ما متحیر ماندیم! خوابید روی تخت، یک نگاهی به سقف کرد، آنقدری که ما شنیدیم گفت: بسم الله النور، بسم الله النور النور، بسم الله نور علی نور…

بعد بقیه اش را آهسته گفت، دیگر نفهمیدیم. نگاه کردیم، دیدیم بدن اصلاً روح در آن نیست، مثل چوب خشک است. شروع کردیم به جراحی، تیر را در آوردیم، بخیه زدیم، بعد کنار رفتیم، یک وقت دیدیم چشمها را باز کرد، باز همان کلمات را گفت، برخاست نشست…

ما متحیر ماندیم این کیست؟! این چیست؟! پرسیدیم تو کی هستی؟ از کجایی؟ گفت: من اسمم حسین.

گفتم: از کدام منطقه ای؟! گفت: از ساوجبلاغ. پرسیدیم: چه مذهبی داری؟! گفت: حنفی. بعد فهمیدیم که مراد از حنفی یعنی مله ابراهیم حنیفا، بعد فهمیدیم.

رفت. دو سه روز دیگر باز آمد، مراجعه ای کرد، پینه ها را باز کردیم و بعد پرسیدیم تو چکاره ای؟ تو سرباز نیستی! معمایی هست. من از زبانم در آمد، گفتم:

شما از اصحاب امام زمان هستید؟! تا این را گفتم بدنش لرزید، گفت: این چه غلطی است می کنید؟ ما کجا، او کجا!

او کسی است که هفت نفر، فقط می توانند او را ببینند، ما با آن هفت نفر مربوط هستیم. شاهد، این کلمه است…

قضیه مفصل است، گفت: ما با آن هفت نفر مربوط هستیم، من مأمور این منطقه ام. بعد ما گفتیم: امام زمان (علیه السلام) چرا نظر به این مملکت نمی کند که این مردم این جور گرفتار روسها شده اند؟!

گفت: امام زمان (علیه السلام) دل خوشی از این مملکت ندارد – آن هم آن زمان، حالا چه خبر است؟! –

بعد گفت: فقط عنایتی که دارد برای خاطر عاشورا است. عاشورا این است!

بیانات معظم له در ۲۵ ذی الحجّه ۱۴۳۳.

این مطالب را نیز ببینید!

۲۴ رجب ۱۲۱۲ وفات علامه بحرالعلوم

در کلمه طیبه از مرحوم حاجی شیخ جعفر شوشتری نقل کرده که: حاکم بروجرد روزی …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

-- بارگیری کد امنیتی --