حکایت شیخ ورّام و نوشتن نامه به حضرت ولی عصر (علیه السلام)

سیّد بن طاووس نقل کرده است که “رشید ابو العبّاس واسطى” روزى در راه سامرّا به من حکایت کرد:

زمانى شیخ ورّام براساس حاجتى که داشت، نامه‏ اى را در کاظمین براى حضرت امام زمان (علیه السّلام) نوشتند.

وقتى باخبر شدند که من قصد سفر به سامرّا را دارم، فرمودند: اگر مقدورت هست این نامه مرا هم با خود به سامرّا ببر و وقتى خواستى به سرداب مقدّس شرفیاب شوى،

این نامه را بعد از آن ‏که همه مردم از آنجا بیرون آمدند در آنجا بگذار و صبح فرداى آن روز به آنجا مراجعه کن، اگر نامه مرا در آنجا ندیدى، در اینباره به کسى چیزى نگو.

رشید مى‏گوید:

وقتى من به سامرّا رسیدم بعد از زیارت حرم عسکریین (علیهم السّلام) عازم سرداب شدم و صبر کردم تا اواخر وقت فرا رسید،

وقتى آنجا کاملا خالى شد، تقریبا آخرین نفر من بودم که هنگام خارج شدن از آنجا نامه ورّام را در همان محلّى که خودشان سفارش کرده بودند قرار دادم و سپس بیرون آمدم؛

صبح تقریبا جلوتر از همه خودم را به آنجا رساندم، ولى اثرى از نامه نبود!

بعد از چند روز وقتى به کاظمین برگشتم، سراغ ورّام را از آشنایان گرفتم. آنها گفتند: او به حلّه برگشت.

از آن تاریخ مدّتى نگذشته بود که سفر حلّه پیش آمد، در آنجا وقتى به ملاقات ورّام رفتم، او به من گفت:

حاجتى را که در آن عریضه به محضر مبارک حضرت بقیه اللّه الاعظم (علیه السّلام) نوشته و درخواست برآورده شدنش را نموده بودم، به عنایت آن حضرت، همان وقت برآورده شد و در نتیجه زودتر برگشتم.

منبع: عبقرى الحسان، چاپ رحلى، ج ۲، ص ۱۹۰، سطر۴.

این مطالب را نیز ببینید!

ناصرالدین شاه را تکفیر کنید تا من شاه شوم!

حضرت آیت‌الله آقا سید رضی شیرازی “مدظله” مرحوم شیخ بهاءالدین نوری، فرزند مرحوم شیخ عبدالنبی …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Captcha loading...